مردم ایران پیامی دارند: کشورمان را پس می‌گیریم 

شاهزاده رضا پهلوی مقاله ای در وال استریت ژورنال نوشته است که من موفق بخواندنش نشدم. چون WSJ میخواست عضو شوم و  دلار بپردازم. دلار هم که مستحضر هستید سر بفلک زده و اصلا صرف نمی کند. اگر شما توانستید آنرا بخوانید، لطفا کپی اش کنید و در کامنت بگذازید. دوست دارم متن انگلیسی را با فارسی که در تلگرام پیدا کردم، مقایسه کنم. شخصا ارادت چندانی به جناب شاهزاده ندارم. در واقع اصلا به ایشان ارادت ندارم چون بنظرم شُل و کمی سوسول می آید. کاریزما در حدود منهای شصت و پنج.   حتی شُل تر از پدرش که دست کم آموزش و روش نظامی داشت، در هنگام قدرتش کمی ابهت داشت و راه رفتن نظامی اش هم (بگفته یک اقسر ارشد که مخالفش هم بود) بسیار زیبا و برازنده بود. کاش علیرضا زنده مانده بود. یادم می آید-وقتی بزندگی اش خاتمه داد، یا دادند –  بانویی که از کودکی او را می شناخت، نوشته بود حرکات و رفتارش شباهت عجیبی به پدر بزرگش (عشق من) رضاشاه بزرگ داشت. فعلا کسی بهتر از شاهزاده رضا پهلوی نداریم که در نزدیکی سقوط #فرقه_تبهکار، تا برگزاری رفراندوم، اندکی به مردم دلگرمی بدهد. اتفاقا در تظاهرات دیماه 96 خیلی ها در خیابان ها نامش را فریاد زدند. به امید آزادی ایران و، حتی برای دو سه ماه هم شده، برگشتن من به زادگاهم. اووووه، چه شود! خیلی سخت و عجیب است که خدا باشی ولی نتوانی به کشورت برگردی، نه؟ مقاله را اینجا میگذارم. چیزی نگفته که قبلا نشنیده باشیم، بجز کشته شدن رضا اوتادی، جوان 26 ساله ای که خامنه ای جاکش (پوتین) در کرج کشت

81012929a2a863b61b716

در تازه‌‌‌ترین دور تظاهرات سراسری علیه جمهوری اسلامی، جوانی به نام «رضا اوتادی» به همسایگانش در خیابان‌های کرج ملحق شد. آنها با هم شعار دادند: «مرگ بر دیکتاتور» و «آخوند باید گم بشه!». رضا سپس توسط دستگاه امنیتی رژیم شناسایی شد و در شب دوازده مرداد در حالی‌ که به سمت خانه می‌رفت، نیروهای امنیتی رژیم، وی را به ضرب گلوله کشتند. او ۲۶ ساله بود.

اطلاعات زیادی درباره رضا اوتادی در دسترس نیست. می‌دانیم که مغازه‌دار بود و نامزد کرده بود. در صفحه توئیترش که فقط یک بار در آن توئیت کرد در روز اول خرداد نوشت: «تغییر رژیم ایران؛ برای آزادی، زندگی‌ بهتر، آرامش، امنیت اقتصادی و روانی‌، خنده‌‌های بدون استرس.» در این تنها توئیتِ غم‌انگیز ولی‌ مصمم، رضا اوتادی خواست اساسی یک ملت را ثبت کرد. او شاید این را می‌دانست و نیازی ندید که بیشتر از این بگوید.

تظاهرات اخیر در ایران، تازه‌‌ترین فصل از یک تلاش تقریباً چهل ساله است. این تظاهرات بر خلاف آنچه بعضی‌ طرفداران رژیم گفته‌اند صرفا به خاطر مشکلات اقتصادی مثل «قیمت تخم‌مرغ» نیست؛ بلکه حوزه گسترده‌تری را شامل می‌شود و اهداف آن بسیار عمیق‌تر از هر موضوع واحد اقتصادی و اجتماعی است.

جنبش اعتراضی ملی در ایران، بی‌عدالتی‌های اجتماعی، سیاسی و اقتصادی زندگی‌ زیر سایه جمهوری اسلامی را تشخیص می‌دهد و تقبیح می‌کند و آنها را نشانه‌های یک بیماری‌ واحد می‌داند: جمهوری اسلامی؛ هم ایدئولوژی و هم ساختار آن. جنبش اعتراضی ایرانیان، ریشه این بیماری را هدف قرار می‌دهد و نه صرفا نشانه‌های آن مثل فساد یا سرکوب را. هم‌میهنان من به دنبال پایان دادن به جمهوری اسلامی هستند نه فقط به خاطر اینکه رژیمی اقتدارگرا، فاسد و بی‌کفایت است بلکه به این دلیل که رژیمی است غیر ایرانی‌ و ضد ایرانی‌.

جمهوری اسلامی از همان آغاز به دنبال ویران کردن ایران با تبدیل آن از یک ملت به یک نهضت بود. جمهوری اسلامی پرچم کشور را که چندین قرن قدمت داشت عوض کرد؛ جلوی آموزش تاریخ و ادبیات ما را گرفت؛ از گرد هم آمدن مردم ما بر مزار قهرمانان‌شان مثل کورش کبیر و فردوسی‌ در مناسبت‌های خاص جلوگیری کرد؛ در نظام طبقاتی مبتنی بر آپارتاید مذهبی‌ و جنسیتی خود، هر ایرانی‌ را در جایگاه حقوقی و اجتماعی خاصی قرار داد به طوری که زنان و اقلیت‌های مذهبی‌، شهروندان درجه دوم و سوم یا پایین‌تر شدند؛ و در سرزمینی که به خاطر شعر و موسیقی‌اش شهره است، هم شعر و هم موسیقی را سانسور و گاه به طرز وحشیانه‌ای سرکوب کرد.

صبر ایرانیان به سر آمده‌ است. در خیابان‌های ایران و در شبکه‌های اجتماعی، شعار پرطرفدار «می‌میریم، می‌میریم، ایران رو پس می‌گیریم» با حسی سرشار از عزم راسخ و فوریت، طنین‌انداز شده‌ است. ایرانیان علاوه بر اینکه آزادی، عدالت و فرصت می‌خواهند، خواهان شکوه، افتخار و احترام برای کشورشان هستنند. آنها می‌خواهند جایگاه شایسته خود در جامعه جهانی‌ را باز پس بگیرند. آنها می‌خواهند به خاطر خدمات بزرگ علمی و فرهنگی تمدن باستانی‌شان شناخته و تحسین شوند. آنها هم‌چنان‌ که اداره کشورشان را به دست می‌گیرند و راهی درخشان به سوی توسعه و نوآوری می‌گشایند، می‌خواهند دوستانی نزدیک و شریکانی قابل اعتماد شناخته شوند. در یک جمله، هم‌میهنانم می‌خواهند ایران را از جمهوری اسلامی پس بگیرند.

در بهمن‌ماه گذشته، رژیم در حالی‌ سی‌ و نهمین سالگردش را «جشن» گرفت که هیچ‌گاه تا این اندازه نامحبوب و غرق در بحران نبود. رژیم به طور هم‌زمان با چندین چالش وجودی روبرو است که همه آنها را خودش به وجود آورده: یک اقتصاد آشفته، نابودی وسیع زیست‌محیطی‌، جدا شدن نیروهای امنیتی، تظاهرات سراسری و اعتصابات کارگری بی‌‌سابقه، و مهمتر از همه، جمعیتی نترس که به طور فزاینده درگیر فعالیت‌های روزانه مقاومت و نافرمانی می‌شوند.

‌هم‌چون بسیاری از رژیم‌های اقتدارگرا، جمهوری اسلامی با ترس از مردم حکومت می‌کند. رژیم به تازه‌ترین موج تظاهرات، همان پاسخی را داد که همیشه می‌دهد: توهین، تهدید، زندان، شکنجه و کشتن ایرانیان بی‌گناه. رژیم همچنین در تلاشی برای جلوگیری از هماهنگی‌ مردم، اینترنت و تلفن را در تهران، کرج، قم و شهر‌های دیگر کُند یا قطع کرد تا معترضان نتوانند مبارزه‌شان و پاسخ وحشیانه رژیم را با جهان خارج به اشتراک بگذارند.

من برای دهه‌ها از برقراری یک دموکراسی سکولار در ایران دفاع کرده‌ام و گفته‌ام که مسیر رسیدن به این هدف، با قبول دو واقعیت بنیادین شروع می‌شود: اول اینکه جمهوری اسلامی تهدیدی برای موجودیت ایران و ایرانیان است و دوم اینکه جمهوری اسلامی قابل اصلاح نیست. این مسیر به نافرمانی مدنی، تظاهرات عمومی‌ و اعتصابات ملی‌ نیاز دارد تا به سقوط ساختاری رژیم منتهی شود. این همان چیزی است که اکنون در ایران دارد اتفاق می‌‌افتد.

بعد از سقوط رژیم، این مسیر باید با برگزاری انتخاباتی آزاد و منصفانه برای تشکیل مجلس مؤسسان دنبال شود. و در نهایت، باید به یک همه‌پرسی‌ ملی‌ برای برقراری یک دموکراسی سکولار برسیم که در آن، حقوق انسانی یکایک شهروندان تضمین شده باشد.

مأموریت من این نیست که یک نقش رهبری شخصی را در حکومت آینده بر عهده بگیرم. بلکه، برای بیش از ۳۹ سال گذشته، ماموریتم این بوده و است که برای مردم ایران، منبع امید، صدایی برای اتحاد و وسیله‌ای برای تغییر باشم. وقتی‌ هم‌میهنانم به نقطه عطف برگزاری همه‌پرسی‌ ملی‌ رسیدند، و وقتی‌ ایرانیان توانستند برای اولین بار رهبرانی را که می‌خواهند انتخاب کنند، مأموریت من انجام شده است.

مانند انقلابیونی که ایالات متحده آمریکا را بنیان گذاشتند، رضا اوتادی در آرزوی «زندگی‌، آزادی و جستجوی خوشبختی‌» بود. جرم او تظاهرات مسالمت‌آمیز برای رسیدن به این آرزو‌ها بود. مانند عده بی‌شمار دیگری که جمهوری اسلامی را در تقریبا چهار دهه گذشته به چالش کشیدند، رضا برای رسیدن به این آرزو‌ها جانش را از دست داد. مثال او، ماهیت اعتراضات ایران را آشکار می‌سازد. ایران مملو از میلیون‌ها رضا اوتادی است، و من مطمئنم که آنها به زودی کشورشان را پس خواهند گرفت و آن را دوباره خواهند ساخت.

 

Source: مردم ایران پیامی دارند: کشورمان را پس می‌گیریم  – Telegraph

Advertisements

«نگاه به شرق» یعنی ترکمانچای کاسپین و تبدیل ایران به ایرانستان!

جمهوری اسلامی یک ستاره ی بزرگ به پرونده ی خیانت هایش افزود: بگفته روزنامه ی جوان (سپا) سهم %13 از دریای خزر!

همین که یک روضه خوان بعنوان رئیس جمهور ایران به قزاقستان رفت و دست کم %30 حق ایران از دریای خزر را واگذار کرد، تا با حمایت روسیه، جمهوری اسلامی چند صباحی بیشتر بماند، نشان می دهد که ما درمانده، شکست خورده و تحت اشغال دزدها و چاقوکش ها هستیم. اگر توانستیم اینرا بپذیریم شاید روزی بتوانیم خودمان را نجات بدهیم، وگرنه نیست و نابود خواهیم شد. رجب صفروف کارشناس روس که فارسی بلد است گفت: سال 96 ما فکر نمی کردیم ایران از حق %50 خود که طی قراردادهای 1921 و 1940 از آن بهره مند بود، باین آسانی بگذرد. شگفت زده شدیم!

شگفت زده نشو کثافت خایه مال*، اینها آخوند هستند. همه از دم کونی اند و پایش بیافتد خواهر و مادر خودشان را هم می فروشند. ویدیوی 2 دقیقه ای را حتمن ببینید. پایین تر شاید بعدن از بی بی سی ورژن 5 دقیقه ای (همین ویدیو) را هم بگذارم

https://twitter.com/Tavaana/status/1028728808684351488

رؤسای‌ جمهور پنج کشور ساحلی دریاچه مازندران شامل ایران، روسیه، قزاقستان، ترکمنستان و آذربایجان یکشنبه، ۱۲ اوت (۲۱ امرداد) در شهر بندری آکتاو جمهوری قزاقستان سند نهایی کنوانسیون وضعیت حقوقی دریاچه خزر را امضا کردند. مهمترین  مشکل در مورد کاسپین، بزرگترین دریاچه جهان، «تحدید حدود و  سهم کشورها» و «تقسیم‌بندی» آن است و جمهوری…

بنمایه: نگاه به شرق یعنی ترکمانچای کاسپین و تبدیل ایران به ایرانستان

 

*این صفروف دیوث که مثلن باید کمونیست باشد وقتی از خامنه ای میگوید، خداشناتس می شود.  یکبار گفت وقتی خامنه ای حرف  می زند آدم یاد خدا می افتد یا چیزی شبیه آن! اصلن نور الهی می تابد

DkgdBgSW0AA73zd.jpg large
عکسی که تلویزیون روسیه نشان داده. گویا در ترکمنستان قزاقستان آذربایجان و البته بی بی سی فارسی، سرمست از بذل و بخشش خامنه ای و روحانی، مردم برقص و پایکوبی پرداخته اند

جسته و گریخته – 12 شرط آمریکا برای معامله با ج اسلامی

 

1-از خودم پنهان نیست، از شما چه پنهان، پس از دیدن نخستین بازی فوتبال کرُواسی طرفدارش شدم و 12-10 روز پیش که دوستی در توییتر پس از باخت آلمان -که لابد تیم دلخواهش بود- نمک ریخته بود که من از اول هم طرفدار بلژیک بودم، برایش نوشتم منهم بلژیک را دوست داشتم ولی کرُواسی را از یاد نبرید. فرصت طلبانه پاسخ نوشت که اگر برزیل حذف شود، روی چشم، روی کرواسی شرط می بندم. بعد از برد ماقبل آخرشان،  نخست وزیر کرُواسی (که زن است) پیش بازیکنان رفت و یک یکشان را در آغوش گرفت و بوسید.  دیدن آن صحنه چقدر برایم زیبا و موثر بود! یعنی عینهو رئیس جمهور ج اسلامی، شیک و قشنگ. بدون عمامه و عبا توی اتاقش جلوی تلویزیونی که روی مارکش چسب سیاه زده بودند تا ملت ایران نبینند روحانی مثلن سامسونگ دارد! خلاصه میخواستم بگویم بشدت خواهان برد کرُواسی در برابر انگلیسی های چشم چپ بودم و همان هم شد. امیدوارم فرانسه را هم شکست بدهند و جام را  ببرند. کشوری با جمعیت 4 میلیون و بازیکنانی که نسبت بدیگر کشورها کمترین پول را دریافت می کنند. این از فوتبال که چون متاسفانه –  Fox فاکس ندارم – از شبکۀ 3 صدا و سیما تماشا می کنم  که بطور یقین یکی از کثافت ترین رسانه های دنیاست.  با تبلیع های مبتذل و چندش آور و دروغهای چندش آورتر.  مردک الدنگ وسط فوتبال یکهو می گوید: به لحظات ملکوتی اذان مغرب نزدیک می شویم. خب به درک. نزدیک شو اصلن بمیر. بمخیله گنذیده ات حتا یک لحظه خطور نمی کند کسانی که میخواهند فوتبال ببینند، به  این مزخرف ها علاقمند نیستند؟

این کلیپ خیلی خوبست و اگر آگهی لوس روغن فامیلا را حین بازی ها دیده باشید، قدرش را بیشتر خواهید دانست. با فامیلا قافیه درست کرده بودند که مثلن بیاین بریم گردش و چرخینا – آشپزی حالینا- روغن فامیلا

  گوینده ی دیگری با ته ریش کثیف و تهوع آور و یقه مسخره پیراهنش، اول اخبارِ کوتاه به محمد و آل محمد صلوات می فرستد. در هیچ کشور مسلمانی اینقدر پیغمبر و امام توی همه برنامه ها نمی چپانند . مثل اینکه عزم شان را جزم کرده اند بقول معروف عن اش را در بیآورند و مردم را از دینِ داشته و نداشته متنفر کنند وگرنه این حجم  تظاهر ولجن و فروکردن دین در ماتحت بینندگان، از شبکه ورزشی-خبری را نمیتوان یهیچوجه توجیه کرد. گزارشگر بازی وسط فوتبال 4-3 بار گفت لطفا دستگاه های برقی تان را که ازشان استفاده نمی کنید، خاموش کنید ولی هرگز نباید انتظار داشت از فرستادن برق به 5 کشور همسایه چیزی بگویند. احمدی نژادوار  آماده اند بهمه دنیا مدیریت آب و برق بیاموزند!

 


2- حتمن شنیده اید که نتانیاهو و ولایتی برای ملاقات پوتین به مسکو می روند (یا رفتند)

بنظر، بواسیر عظمی دهانش را برای گه خوری قهرمانانه باز می کند. روحانی گفته بود فشار از بیرون و درون، مارا نابود می کند (نقل به مضمون). با در نظر گرفتن دلار 8 هزار تومانی؟! و اینکه از دیماه، یک روز آرام، بدون تجمع و تظاهر اقشار گوناگون، یک روز بدون خبر اختلاس و رسوایی و ورشکستگی نداشته ایم و مهمتر اینکه آمریکا اعلام کرده میخواهد فروش نفت ایران (بازای دریافت $ ) را بصفر برساند،  شکی ندارم این بی پدرها برای حفظ نظام مقدس حاضرند روزی پنج بار کون بدهند( مودبانه اش چی می شود؟) ، خواهر و مادران خودشان را هم در هتل های مسکو و دوبی به مزایده بگذارند. بی مناسبت نیست به 12 شرطی که مایک پمپئو وزیر خارجه برای معامله/مذاکره با ج اسلامی عنوان کرد، نگاهی بیاندازیم. اول که اینها را شنیدم گفتم خلاصه اش یعنی ج اسلامی باید دیگر ج اسلامی نباشد و امکان ندارد خامنه ای و سپاه به این خواسته ها تن بدهند. امروز آنچنان مطمئن نیستم.  (به در حراج گذاشتن خواهر و مادر و کون های خود مسئولان ج.ا. در هتل ها برگردید). باید صبر کنیم تا ببینیم ج اسلامی – اگر آمریکا حاضر به تخفیف دادن باشد – به چه تعداد از این 12 شرط گردن خواهد نهاد.

1. Iran must declare to the International Atomic Energy Agency (IAEA) a full account of the prior military dimensions of its nuclear program, and permanently and verifiably abandon such work in perpetuity.

1-ج.ا باید صورت حساب کامل از ابعاد نظامی برنامه ی هسته ای اش را به آژانش بین المللی انرژی اتمی بیان و آشکار کند و برای همیشه بگونه ای که قابل تایید باشد، آنرا متوقف سازد

2. Iran must stop enrichment and never pursue plutonium reprocessing. This includes closing its heavy water reactor.

ج.ا باید غنی سازی اورانیوم را متوف کند و دیگر هرگز دنبال نکند و این شامل بستن نیروگاه آب سنگین می شود 2-

3. Iran must also provide the IAEA with unqualified access to all sites throughout the entire country.

3-  سازمان انرژی هسته ای بین الملل باید به تمامی تاسیسات ج.ا. در سرتاسر کشور دسترسی بی قید و شرط  داشته باشد

4. Iran must end its proliferation of ballistic missiles and halt further launching or development of nuclear-capable missile systems.

4- ج.ا باید ساخت و ساز موشکهای بالیستیک و توسعۀ موشکهای  توانمند حمل کلاهک هسته ای را متوقف سازد

5. Iran must release all U.S. citizens, as well as citizens of our partners and allies, each of them detained on spurious charges

5- چ.ا. باید همه شهروندان آمریکایی و دیگر متحدان و شرکای ما که با جرایم ساختگی اسیر شده اند را آزاد کند

6. Iran must end support to Middle East terrorist groups, including Lebanese Hizballah, Hamas, and the Palestinian Islamic Jihad.

6- ج.ا باید از حمایت گروه های تروریست خاورمیانه، منجمله حزب الله، حماس، جهاد اسلامی فلسطین دست بردارد

afp-370cea6c48
عکس از منبع- و پیوند به مقاله- اگر فشارش بدهید

7. Iran must respect the sovereignty of the Iraqi Government and permit the disarming, demobilization, and reintegration of Shia militias.

7-ج.ا باید خودفرمانی دولت عراق را محترم بشمارد و بگذارد میلیشای شیعۀ عراق خلع سلاح، مرخص و (با بقیه نیروها) ادغام شود

8. Iran must also end its military support for the Houthi militia and work towards a peaceful political settlement in Yemen.

8- ج.ا هم چنین باید به پشتیبانی از از جوثی ها پایان دهد و برای راه حل صلح آمیز سیاسی در یمن اقدام کند

9. Iran must withdraw all forces under Iranian command throughout the entirety of Syria.

9- ج.ا باید تمام نیروهای تحت حمایتش را از سرتاسر سوریه بیرون بکشد

10. Iran, too, must end support for the Taliban and other terrorists in Afghanistan and the region, and cease harboring senior al-Qaida leaders.

10-ج.ا باید پشتیبانی از طالبان و دیگر تروریست ها در افغانستان و منطقه را متوقف کند و رهبران ارشد القاعده را پناه ندهد

11. Iran, too, must end the [Iranian Revolutionary Guards] Quds Force’s support for terrorists and militant partners around the world.

11- ج.ا باید پشتیبانی سپاه قدس از تروریست ها و متحدان نظامی شان را در سرتاسر دنیا متوقف کند

12. Iran must end its threatening behavior against its neighbors — many of whom are U.S. allies. This certainly includes its threats to destroy Israel, and its firing of missiles into Saudi Arabia and the United Arab Emirates. It also includes threats to international shipping and destructive — and destructive cyber attacks.

12- ج.ا. باید از رفتار تهدیدآمیز با همسایگانش که بسیاری متحدان آمریکا هستند دست بردارد. این البته شامل تهدید به نابود کردن اسرائیل و شلیک موشک بسوی عربستان و امارات می شود. هم چنین تهدید کشتیرانی بین المللی و حمله های مخرب سایبری (ج.ا) را در بر می گیرد

 

 

تیراندازی به مردم خرمشهر؛ این بار نه توسط عراقی‌ها بلکه توسط جمهوری اسلامی

شنبه شب نهم تیر ماه، سال‌ها پس از پایان اشغال خرمشهر و پایان جنگ ایران و عراق، در خیابان‌های خرمشهر به سوی مردم این شهر تیراندازی شد؛ این بار توسط ماموران جمهوری اسلامی. مردم شهرهای مختلف خوزستان از جمله در خرمشهر و آبادان، روزهاست که در اعتراض به شوری فوق‌العاده آب آنهم در فصل گرما، […]

Source: تیراندازی به مردم خرمشهر؛ این بار نه توسط عراقی‌ها بلکه توسط جمهوری اسلامی (فیلم) – دماوند دماوند

جنگ سوریه باید پایان یابد- مقاله ای از استفن هاوکینگ

 

کتاب «تاریخ مختصری از زمان» * استفن هاوکینگ را اگر نخوانده اید، پیشنهاد میکنم بخوانید. اشتباه نکنم پرفروش ترین کتاب دنیاست.  گذشته از آن، به جرات میتوانم بگویم شاید خواندنی ترین کتاب علمی باشد. خود هاوکینگ در مقدمه اش – اگر درست بیادم مانده باشد – می نویسد: ناشرم گفت برای هر فرمول که در کتابت بگذاری، یک میلیون خواننده از دست خواهی داد. پس در این کتاب تنها یک فرمول هست:

E = m * c 2

 هاوکینگ را خیلی دوست داشتم و می ستودم. جسته و گریخته، در جایگاه یک دانشمند فیزیک، طنز شیرینی هم – بسبک انگلیسی ها  – داشت. نوشته بود: چند سال پیش من و 30-20 تن دانشمند – فیزیک دان بدربار پاپ پذیرفته شدیم (هاوکینگ در خانواده مذهبی کاتولیک چشم بجهان گشود). پاپ عظمی بما گفت اشکالی ندارد اگر در جلساتمان در باره مهبانگ (بیگ بنگ) صحبت کنیم ولی نبایست به چند و چون آن بپردازیم چون آن کار خداست، یا بخدا مربوط می شود. اضافه کرده بود که: پاپ نمیدانست روز پیش از آن ما ساعت ها در باره «چند و چون» بیگ بنگ سخنرانی ها کرده بودیم (ها ها ها).  یک کتاب با عکس های بسیار زیبا از کهکشان  و ستاره ها ازش دیدم، گران بود و زورم آمد بخرم. روزهایی که تنها نبودم، اشاره کردم که برای کادوی تولدم، دوست دارم آنرا داشته باشم و آنچنان شد. دو سه تا کتاب دیگر هم از او خریدم تا در آخرین کتابش «طرح عظیم» ** سال 2012 رسمن و بصراحت اعلام کرد که دنیا برای پدیدار شدن، نیازی بآفریننده نداشت. هاوکینگ بزرگتر از آن بود که به مبحث (فلسفه) وجود یا عدم خدا بپردازد. هاوکینگ بزرگتر از خدا بود. او حتی علم را شکست داد که گفته بود 3-2  سال بیشتر زندگی نخواهد کرد و 56 سال پس از این تشخیص پزشکی زنده ماند و رهنمای بشریت شد.

بمناسبت از دنیا رفتنش، برای بزرگداشت روح بزرگش بیایید این مقاله سال 2014  او را (که هنور نخوانده ام!) باهم بخوانیم. یادش گرامی باد

کاربری در توییتر لینک مقاله را گذاشته، اضافه کرده بود: نوشتن برای هاوکینگ بسیار دشوار بود ( چرا؟ او که با دست نمی نوشت!)  با این وجود، ساعت ها وقت گذاشت و این مقاله را نوشت.

ارسطو فیلسوف یونانی باور داشت دنیا همواره وجود داشته است. بباور او، دلیل اینکه دنیا بیشتر پیش نرفته اینست که سیل ها یا دیگر فاجعه های طبیعی تمدن را مکرراً به عقب رانده و به آغازش برگردانده اند

امروز انسانها خیلی سریع تر پیشرفت می کنند. دانش ما و همزمان با آن تکنولژی، بگونه تصاعدی رشد می کند. اما انسانها هنوز غریزه و بویژه واکنش های خشن زمان غارنشینی شان را دارند. (هر چند) خشونت مزیت قطعی برای زنده ماندن داشته است، اما زمانی که تکنولژی مدرن و خشونت باستانی با هم تلاقی پیدا می کنند، تمامی نسل بشریت و بسیاری از جانداران کره زمین بخطر می افتند.

امروز در سوریه تکنولژی مدرن را در فرم بمب ها، سلاح های شیمیایی و دیگر انواع آن می بینیم که برای پیشبرد مقاصد باصطلاح هوشمند سیاسی بکار گرفته می شوند

ولی تماشای کشته شدن بیش از 100 هزار انسان یا هدف قرار گرقتن کودکان، حس عقلانیت در ما تولید نمی کند. خیلی هم احمقانه بنظر می آید، و بدتر، جلوگیری از رسیدن کمک های بشردوستانه به کلینیک هاست، چنان که سازمان «نجات کودکان» در گزارشی نشان خواهد داد، که بدلیل نبود وسائل اولیه، دست و پای کودکان بریده می شوند یا کودکان نوزاد درون دستگاه بخاطر نبودن برق جانشان را از دست می دهند

آنچه در سوریه اتفاق می افتد، مشمئز کننده است، چیزی که دنیا با خونسردی از راه دور به تماشایش ایستاده. شعور عاطفی ما، حس عدالتخواهی مشترک مان کجاست؟

وقتی به زندگی هوشمند در جهان هستی می پردازم، نسل بشر را جزء آن بشمار میآورم، هر چند بنظر می رسد بیشتر رفتارش در طول تاریخ بر مبنای پایندگی نسلش محاسبه شده است.  با اینکه روشن نیست، وارونِ خشونت، شعور (بشر) ارزش و بازده ماندگاری داشته باشد، شعور انسانی ما نشانگر این توانایی است که برای نه تنها خودمان، که برای آینده دسته جمعی مان منطقی بیاندیشیم و برنامه پردازی کنیم

باید با هم کار کنیم که برای محافظت کودکان سوریه این جنگ را پایان دهیم. در حالی که این بحران شعله می کشد و همه امیدها را در بر می گیرد، جامعۀ بین المللی 3 سال در کنار زمین به تماشا ایستاده است. من رنج بردن کودکان سوریه را  بعنوان یک پدر و پدر بزرگ نگاه میکنم  و اکنون باید بگویم: دیگر بس است.

همیشه کنجکاو هستم که ما در نگاه دیگر موجودات عمق فضا چگونه می نماییم. وقتی به جهان نگاه می کنیم، در واقع گذشته را می بینیم زیرا نوری که از اشیا دوردست ساطع می شود، خیلی خیلی دیرتر بما میرسد. نوری که امروز از کره زمین پخش می شود چه چیزی را نشان می دهد؟ وقتی دیگران گذشته ما را نگاه می کنند، ما بآنچه می بینند افتخار خواهیم کرد؟ که ما برادران، با یکدیگر چگونه رفتار می کنیم؟ که میگذاریم برادران ما با کودکان مان چگونه رفتار کنند؟

ما می دانیم که ارسطو در اشتباه بود: جهان ما همیشه وجود نداشته است. تقریبن 14 میلیارد سال پیش آغاز شد. ولی در اینکه فاجعه های بزرگ مظهر گام های اساسی به عقب در تمدن (ما) هستند، درست فکر میکرد. جنگ سوریه ممکن است حاکی بر پایان بشریت نباشد، اما ارتکاب هر بی عدالتی خراشی بنمای ظاهری ساختمانی که ما را با هم نگاه داشته  می اندازد. معنای جهانی عدالت چه بسا در فیزیک ریشه ای نداشته باشد، اما به همان اندازه (فیزیک) برای هستی مان اساسی است که بدون آن، دیری نمی گذرد که قطعا نسل بشر دیگر وجود نداشته باشد

——————————————————————————–


ته نوشت : Stephen را هم استفن و هم استیون تلقظ می کنند. همه جا از این دانشمند بنام استیون نام می برند که در مورد او نادرست است. سالها پیش مستاجری داشتم که نام او هم Stephen بود که استیون صدایش می کردیم!

مقاله در واشنگتن پست: فوریه 2014  Syria’s War Must End

*A Brief History of Time

**The Grand Design

چند در صد تقصیر خودمان است؟

بیادم آمد همسایه جهنمی (لعنتی؟)  یا یکی دیگر از 20-10 کارآکتر دیگرش به م میگفت: یعنی من عاشق درصد های تو هستم. وقتی می نوشتم %85 مردم ایران از خامنه ای متنفرند، یا چیزی شبیه اش

اینجا یک تن لش مفتخور حرف میزند ولی صدها تن نشسته اند و توهین هایش به ایران و ایرانی را گوش میدهند. چرا یکی شان صدایش بلند نمی شود؟ بقول آقای میبدی دیگر واقعا نمی توانند نفرتشان از ایران و فرهنگش را پنهان کنند. اگر خواستید نظر بدهید  و به تیتر پاسخ بدهید، به این فرم بنویسید: حکومت %60 خودمان %40 یا 80-20 یا هر چه.

نظر خودم : حکومت %50 اسلام عزیز %30 خودمان %20

کیف کردید از این دقت محاسبه؟  🙂  😜

فعلا این را ببینید و مثل من حرص بخورید تا افکارم را جمع و جور کنم

 

در باره نوشتۀ پیشین!

چون روزهایی بحرانی را می گذرانیم، نوشته را محفوظ کردم
اگر مایل بخواندنش هستید برایم به نشانی الکترونیک وبلاگم
BabakAzTx@Gmail.com
پیام بفرستید و گذرواژه را بگیرید

و لطفا زیر همین پست بمن بگویید که ایمیل فرستادید چون اینجا را روزی یکبار چک میکنم، ایمیل را نه!

یا دو سه هفته صبر کنید که (احتمالا) نوشته را دوباره عمومی خواهم کرد

ماهی خودم


نام اصلی اش هماست. نمی دانم چرا همیشه ماهی صدایش کرده ایم.  حدود 60 سال (یا بیشتر) در خانه های مادر بزرگ و مادرم بمعنای واقعی کلمه جان کنده، بردگی کرده است.  چرا نوشتم بردگی؟ باید یک صفحه بخوانی تا بآن قسمت برسی.  او 60 سال ظرف و لباس شسته، خرید نان و گوشت و سبزی و و و خانه را بعهده داشته، آشپزی کرده است. پیش از زمین گیر شدنش فرش و یخچال، مبل و کوفت و زهرمار جابجا کرده است. 8-7 تن (یا بیشتر) کودکان خانواده را رایگان للگی کرده است.  من بعنوان یکی از کسانی که ماهی از وی مراقبت و پرستاری کرده شهادت میدهم که گوینده و برادر ایشان، نویسنده این اظهارنامۀ ننگ آلود، دو آدم دروغگو و ظالم هستند. نه دروغگوی معمولی، گویا اینروزها دیگر همه مجبورند بنحوی از انحا دروغ بگویند که در ج اسلامی روز را به شب برسانند. شخص اول این نوشته (گوینده) باندازه ای دروغگوست که من که با دروغ بیگانه ام و آنرا نشانۀ ترس و پستی میشمارم، مغزم سوت می کشد، بقول امروزیها هنگ می کند و مدتها از گفتن مانده بودم، تا امروز که بالاخره سکوتم را شکستم و چون آزرده و عصبانی ام، نمی دانم تا کی ادامه خواهد داشت و بکجا کشیده خواهد شد.  نامه با دروغ «بنام خدا» آغاز می شود، تصویری دروغین از دلیل زندگی ماهی در خانۀ مادرم تحویل می دهد  و با دروغِ خواهش از آشنایان بپایان میرسد که «آنچه را میدانند صادقانه مرقوم دارند». من که 49 سال است خدا را باور ندارم، بهتر از گوینده این نامه خدا را می شناسم و در آغاز این راه دراز، خلاصه و فشرده ای از آنچه را می دانم صادقانه بقلم خواهم آورد. دو سه روز پیش بمادرم  گفتم تو بخدا اعتقاد نداری! که خیلی تعجب کرد. انتظارش را نداشت. توضیح دادم که پندار خدا، تنها با ا امید پاداش در ازای اعمال خیر و ترس از مجازات برای اعمال شرمومنین معنا و محتوی میگیرد وگرنه هیچ است! و اینرا پذیرفت. گفتم برای همین معتقدم تو بخدا ایمان نداری. چطور با اینهمه دروغ گفتن و ظلم مخصوصا در مورد 3 تن از نزدیکترین افراد زندگی ات (که خودم جزوشان نیستم) میتوانی بخدا ایمان داشته باشی؟ آنهم دروغ است!

مادرم،

photo_2017-12-19_15-48-55،

تو و برادرانت، در عین نسبتا دارا بودنتان (نه اینکه ثروتمند باشید بل که تنها خانه های 4-3 میلیاردی دارید و دستتان بدهان می رسد) چه موجودات ندار و خوار و نادانی هستید!  چه ابلهانه  گمان می برید با نوشتن این اراجیف نخ نما، جز خودتان کسان دیگری را فریب می دهید. این زن 84 ساله که نمیدانم با چندین ماه  نقشه پردازی اهریمنانه، با آن وضع رقت بار از خانه ات بیرون راندی و با رشوه و دروغ، بعنوان یک فرد ناشناس که توی خیابان پیدایش کرده اند، بخانه ای تحت پوشش و نظارت بهزیستی تبعید کردی، دست کم 50 سال کثافت کاری های بیشمار ترا پوشانده، برای تو دروغ گفته، حتا دزدی و کتک کاری کرده. شنیدم وقتی آنمرد ازجا بلندش کرده بود و از خانه ات میبرد، برای غمگین وانمود کردن یا منحرف کردن توجه حاضران از آلودگی جو، مزورانه گفتی: ماهی را دوست دارم دلم برایش تنگ می شود! و ماهی گفته بود بله، دوستم داری که بعد از سی سال جان کندن در خانه ات بیرونم میکنی. طفلک گویا 30-20 سال از زندگی اش را فراموش کرده است.

عقل های معیوبتان را رو ی هم ریخته نوشته اید: سالهاست که در خانه اینجانب محض رضای خدا از او نگهداری میشود و مسکن و خوراک و پوشاک و دارو درمان او را از هر جهت فراهم نموده ام…» ادامه اش نمی دهم که روی کاغذ بالا نیاورم ولی جای دیگری تمام این نامه را خواهم نوشت و خود نامه را با خط زیبای این بزرگوار چاپ و قاب خواهم کرد تا همیشه بیادم بیاورد یک خواهر و برادر 90-85 ساله برای وارونه نشان دادن حقیقت و حفظ منافع مالی شان، بدون کوچکترین توجهی به شرفِ انسانیت، حاضرند نه تنها به شنیع ترین حیله و دروغها متوسل شوند، بلکه آنرا روی کاغذ بیاورند که هر انسان با وجدانی بتواند با اندک تعمقی به پوچی و دنائتی که در این جمله ها موج می زند، پی ببرد. نمی پرسم چرا دروغ میگویی. بارها حتا بخودت گفته ام دروغ در ذات تو نهادینه شده است. شاید 60-50  سال پیش روانشناسی می توانست کمکت و ریشه یابی کند و بگوید چرا در زندگی ات از بزبان آوردن یک جمله که حقیقت در آن باشد، عاجز بوده ای. من آدم دروغگو زیاد دیده ام، ولی کمتر کسی را می شناسم که مانند تو بخودش هم آنقدر دروغ بگوید که سرانجام باور کند – چنانکه چند بار بزبان آورده ای – به راستی آدمی نیکوکار و مهربانترین مادرهاست! پیش تر همین جا در 8 قسمت نوشته ام که چگونه و چرا خواهر من، فرزند تو دشمنی خطرناک و سنگدل تر از تو نداشته است. بنابراین به قسمت «مهربانترین مادر» نمی پردازم. تو از ماهی نگهداری کردی یا برعکس بود؟!  بجرات می توانم بگویم و ثابت کنم کسانی که سگ و گربه در خانه شان دارند، از حیوانات شان بهتر و شایسته تر نگهداری می کنند. گدشته از اینکه به ماهی، که سنش از تو کمتر است و همیشه بیشتر فعالیت داشته، همیشه کمتر از خودت غذا داده ای، گذشته از اینکه تا توانسته ای به او خوراک پس مانده، یا هر نامرغوبی خوراند ه ای، گذشته از اینکه 50 سال اجازۀ نشستن سر میز غذایت را به او نداده ای و مثل سگ روی زمین غذا خورده است، گدشته از اینکه اگر کس دیگری برای ماهی شکلات یا آب نبات آورده چون باز بدلیل بیماری درمان نشدۀ دیگری شدیدا بقند و شیرینی علاقمند شده بود، حتا آنرا هم ازش گرفته ای، گذشته از اینکه با وجود ناتوان بودنش از نشستن در مستراح ایرانی، بگفتۀ دکتر بدلیل از جا در آمدن %85 استخوان لگن خاصره اش،  باو اجازه استقاده از دسشویی خودت را نداده ای، گذشته از اینکه می توانم دو صفحه از این «گدشته از اینکه» ها بنویسم، چطور شرم نکردی از تامین مسکن، خوراک و پوشاک خدمتکارت نوشتی؟ مگر میتوان خدمتکار خانه را لخت نگاه داشت و غذایش نداد؟ مگر میتوان خدمتکار خانگی داشت، خدمتکاری که هیچکس و هیچ جای دیگری را ندارد، ولی به او مسکن نداد؟ مگر قرار بود بعد از شستن ظرفها و لباس هایت، با شکم گرسنه برود لخت توی کوچه بخوابد؟ در سن 92 سالگی، از بدتر از حیوان رفتار کردن با خدمتکارت هم میخواهی شاید برای خودت در انظار یک مشت نادان اعتبار و آبرو کسب کنی که چه؟ میخواهی از تو به نیکی یاد کنند تا مثلن به بهشت بروی؟ از من بشنو و کلاهت را صد متر بالا بی انداز که (خدا و)  بهشت وجهنمی در کار نیست. وقتی رفتی، دیگر رفتی. تمام شد و آنچه را با پستی و دروغ و ظلم و ریا اندوختی هم نخواهی توانست با خود ببری. اگر خدایی وجود داشت که می بایست جهنمی اختصاصی مانند آنچه برای ماهی ساختی، برای تو بنا می کرد.

شنیده ام چند سال اخیر ماهی بدلیل فرسایش لگن خاصره اش چهار دست و پا راه می رفت. تو در ماه دست کم 15 میلیون و دست بالا 22 میلیون درآمد و محافظه کارانه بگویم حدود 750 میلیون پسنداز داری که (بازهم) با دروغ و بگمان اینکه فاش نخواهد شد، با پنهانکاری به حساب برادر کوچکت منتقل کرده ای و نوشته ای که بعد از تو چگونه – منهای 120-100 میلیون برای خودش- به این و آن بدهد (که مبادا دیناری عاید فرزندانت، بخصوص دخترت شود. جلوی بسیاری از 40 پرستار (در عرض 3 سال) که آمده و از آن جهنم تاریک فرار کرده اند گفته ای حاضری مالت به سگ برسد ولی بدست فرزندانت نه، … بگذریم ). هزینۀ درمان لگن خاصرۀ ماهی 20-15 میلیون می شد – که حتی ما بچه هایش حاضر شدیم بپردازیم – ولی باید پرسید خود ماهی با دست کم 50 سال جان کندن در خانۀ تو، با توجه باینکه خوراک و پوشاکش را تو تامین میکردی و خرجی نداشت، چرا 15 میلیون (از دستمزدش) نداشت که بتواند حتا با پول خودش معالجه شود، روی پا بایستد و چهاردست وپا راه نرود؟ برای همین در آغاز نوشتم ماهی بردگی کرده است. تو نه تنها دارو و درمان او را تامین نکردی، حتا نگذاشتی هزینۀ معاجه اش را ما بچه هایش بپردازیم که به آبروی پوشالی ات هم آسیبی نرسد. ماهی را ترساندی که اگر از این خانه پایت را بیرون بگذاری، برگشتنی در میان نیست تا اینکه آن بیچارۀ بی کس مجبور شد بگوید نمی خواهم معالجه ام کنند. و بعد بهمه گفتی خودش نمی خواست! ماهی حاضر شد مانند مار روی زمین بخزد و آن خانه را از دست ندهد. غافل از اینکه 3-2 سال بعد خانمش با پرداخت یکی 2 میلیون رشوه، او را  از خانه بیرون خواهد انداخت که یک آدم بی شرف او رابه خانۀ آدم های توی کوچه پیدا شدۀ ناشناس ببرد. خواهرم جای ماهی را پیدا کرد و یکبار بدیدنش رفت، نشست و بوضع و حالش خون گریست و مرا هم در جریان گداشت. باو گفتند (چون ماهی بعنوان یک ناشناس اینجاست) دیگر نمیتوانی بیایی! من هم در آمریکا از فکر اینکه ماهی بعد از 60 سال سنگ افراد این خانواده را بسینه زدن، برایمان مانند یک شیر سینه سپر کردن،  امروز در خانه ای غریب روبروی یک دیوار غریب نشسته گریه میکند، (میگویند) لب بغذا نمی زند، فقط آب میخواهد و باین فکر میکند که چقدر بی کس است و همه رهایش کرده اند، گریه کردم.

بفرزندانت خیانت کردی و هنوز هم دست برنداشته ای. هر هفته محضر دار (نامش را میدانم) یا برادرت را احضار میکنی که بنویسد و این را از بابک بگیرید، آنرا از شهره بگیرید، تا امضایش کنم و شب خیالم راحت باشد. مبادا دخترم با چیزی که از من باو میرسد، بلیط بخرد و برای دیدن دخترش، یکی دیگر از بزرگترین دشمنانم، باروپا برود. تو شهره و بابک را بزرگ نکردی، 60 سال از وجودت محروم بودند و بگفتۀ برادر مومنِ قاضیِ مدرس قرآن ات، آنها (یعنی من و خواهرم) مگر نه اینست که فرزندان دشمن تو (یعنی پدر ما) هستند؟! راستی کنجکاو شدم، چرا بسیاری از کسانی که از راه قرآن نان در می آورند از شرافت و انسانیت بویی نبرده اند؟ (هشتگ سعید طوسی) شهره و بابک، فرزندان دشمنت به کنار، چطور دلت آمد با ماهی، هم خانه و همدم 60 سال زندگی ات این چنین کنی مادر؟ روزهای سیاهی را می گذارانیم و چنانکه بویش می رسد سیاهترش هم در پیش است. وقتی در مکالمه تلفنی مان لغت خیانت را بزبان آوردم، شوخی و اغراق نمی کردم. فریاد دادخواهی ام را جار خواهم زد. از 60 سال ظلم تو بدخترت و دروغگویی ها و اعمال غیر اخلاقی ات کتاب خواهم نوشت. ولی پیش از آن، آه و ناله های ماهی هم شنیده شد. اینرا بدان که من بهر حال در مورد ماهی، که وقتی بخانۀ مادربزرگ در خیابان نواب می آمدیم تا چند روزی پیش تو بمانیم، در دبستان سراغم می آمد و چون وسط خیابان جفتک چهارگوش می انداختم، چادر بدندان کشیده دنبالم می دوید که تا رسیدن بخانه آسیبی به م نرسد، ساکت نمی نشستم ولی کار بآنجا نکشید. ناشناس نبودن ماهی لو رفت و فعلا بهزیستی، با استشهادهای محلی دارد برایت پرونده درست می کند. آه ماهی دامن پلید تو را در همین دنیا می گیرد.

متن نوشتۀ بالا که دروغ هایش را قرمز کرده ام

——————————————

پ.ن: هیچ فکر نکردید با تبعید ماهی بعنوان یک فرد ناشناس و (پیش یا پس از آن) با نوشتن این گندنامه، مچ پلید خودتان را باز می کنید؟ و بهزیستی می تواند چپقتان را چاق کند؟

 پ.ن 2: «چندی است دلم یک سره با فتنه گران است»
اینروزها آشفته و معذبم ولی متوجه هستم که چسناله هایی از نوع نوشته بالا برای کسی که از نزدیک این افراد و آن جهنم را ندیده و نشناخته باشد، نمیتواند جالب و ارزش خواندن داشته باشد. ببزرگی خودتان ببخشید  😃

 

دزدی های 95$ میلیاردی خامنه ای – گزارشی از رویترز

بالاخره طاقت مردم ما هم حد و مرزی دارد. بزودی فریادهای رک مرگ بر خامنه ای را هم خواهیم شنید

فعلا سرتان با مرگ بر روحانی و مرگ بر دیکتاتور

رضا شاه روحت شاد (قم)

سید علی حیا کن، مملکتو رها کن (قم)

جمهوری اسلامی نمی خوایم نمی خوایم

اسلامو پله کردین مردمو ذله کردین

بی شرف بی شرف (خطاب به نیروی انتظامی)

بسیجی برو گم شو (رشت)

و…..گرم کنید. فعلا تظاهرات ایران گرم ترین خبرهاست. خواهرم میگفت تا بحال در 30 شهر.  خود رویترز زحمت برگردان مقاله به فارسی را کشیده. بالای مقاله روی فارسی کلیک کنید.  متن پی.دی.اف نوشته اینجا هم فراریز (آپلود) شده است .  بزودی یعنی یکی 2 هفته ای! چیر دیگری در باره چیز دیگری که قلبم رو آزرده خواهم نوشت. چیز بهتر از دروغه. چیز بهتر از دروغه

Reuters investigates Setad, the $95 billion economic empire behind Iran’s Supreme Leader.

Source: Reuters Investigates – Assets of the Ayatollah

بستۀ شیرینی سیب موز نارنگی ام را خواهرم با خود برد

نصفه شب 10 ساعت پیش از پروازم بیرون فرودگاه آمستردام در هوای 7 درجه-سانتیگراد- و سوز ملایمی که آنرا مثل 4 درجه میکرد، نشسته بودم به سیگار الکترونیکم پک می زدم و بکسانی که از ماشین پیاده می شدند و مثل اینکه نشادر به آنجا شان کرده باشند می دویدند که بپروازشان برسند، لبحند می زدم. شهری که بودم تقریبا 2.5 ساعت (اتوبوس و قطار) با آمستردام فاصله دارد. چون می بایست 7-8 صبح بفرودگاه می رسیدم و 5-4 صبح اتوبوس نبود، مجبور شدم شب قبل از پروازم راه بیافتم. اتوبوس و قطارهای هلند منظم ترین وسائل نقلیه ای هستند که در تمام عمرهایم دیده ام. دهات ما در حومه هیوستون که اصلا اتوبوس و قطار ندارد که منظم یا نامنظم باشد. توقف اولم در ایستگاه اتوبوس و قطار شهر Breda بود. منتظر قطار بودم که تفریبا یک دقیقه زودتر رسید و کلی جلو رفت و از 38 تا در ورودی که داشت، من جلوی دری ایستاده بودم که راننده قطار تصمیم باز کردنش رانداشت. یک دقیقه مثل ازگل ها به چپ و راست نگاه و فاصله ام را با نزدیکترین درِ باز بررسی کردم. نخیر، رفتن/دویدن صرف نداشت و هیچ معلوم نبود که با 2 تا چمدان و کیف لپ تاپم وقت رسیدن به آن را داشته باشم!

IMG_20171119_024506886
فرودگاه شیپول آمستردام. شب سفرم

اگر در باز نمی شد، قطار بعدی نیمساعت بعد می آمد. هنوز دیر نمی شد. برای دو سه مسافرت به آمریکا هنوز وقت داشتم ولی اعصابم خرد می شد. چرا باید در باز نشود؟ راننده قطار مگر کور است، مسافر چنین شاخص و وقت شناسی را این عقب نزدیک ته قطار نمی بیند؟ داشتم گه گیجه می گرفتم که دیدم یک دخترِ – لازم نیست بگویم قد بلندِ – خوشگل هلندی بطرفم می دود. فکر کردم از رفتن من تحت تاثیر قرار گرفته و می خواهد در آغوشم بگیرد و خواهش کند نروم، کمی بیشتر بمانم. من هم بگویم، نه عزیزم، مرا ببخش ولی باید بروم. وقتی بمن رسید، در کمال تعجب یکی 2 قدم ازم رد شد و روی بدنه قطار یک دگمۀ نارنجی رنگ را فشار داد. درِ باز نشده باز شد، برقی تشکر کردم و چمدان ها را که بالا گذاشتم قطار راه افتاد. آنقدر از توجه و انسانیتش تحت تاثیر قرار گرفتم که از ته دل احساس می کردم «متشکرم» گفتن کافی نبود، مثلا کاش می توانستم خواهر برادری بغلش کنم و بگویم درد و بلای عن سگت توی سر هر چی آخوند جاکش راهبر چفیه پوش و پاسدار انقلاب دزد قاچاقچی بخورد، آخر تو چقدر باید خوب و انسان باشی!

به اینجا چون رسید اشعار مخلص، حرفی که دوستم مجید در سوئد به م گفت بیادم افتاد. با مجید در بومانت – شهر کالجم – هم اتاقی بودیم. با اینکه خیلی* متفاوت هستیم، من تنبل و پشت گوش انداز، او منظم و کوشا، خیلی* باهم خوب بودیم و می ساختیم و خیلی* دوستش دارم. علاوه بر اینکه مرد خوب، بامعرفت و با احساسی است، یکی از قهرمان های داستان زندگی من هم هست. چون 20 و چند سال پیش که از زن نالایق آمریکایی اش جدا شد، از دو پسر خردسالشان یکی 2 سال – شاید هم کمی بیشتر – به تنهایی نگهداری کرد در حالیکه مدتی شیفت شب در آی بی ام I.B.M  کار میکرد و وقتی صبح بخانه برمیگشت و بچه هارا تحویل میگرفت، خوابیدنش تقریبا  غیرممکن بود. پسر 2-3 ساله کوچکترش، بخصوص، خیلی شیطان و بازیگوش بود. بعد از مدتی طاقت نیاورد، با 2 پسرش بایران رفت و دوباره زن برداشت (ازدواج کرد) و بعد از +/- 10 سال با داشتن کار خوب مهندسی، حدود 30 میلیون حقوقش را خوردند و آنقدر زندگی شان را تیره و تار کردند که مجبور شد از جهنم ج.ا. به نزدیکی های قطب شمال پناه ببرد. باورم نمی شد که حدود 23 سال از آخرین باری که همدیگر را دیده بودیم گذشته است. دو 3 سال اخیر با هم تماس می گرفتیم و وقتی فهمید به هلند خواهم رفت دعوتم کرد و بدیدنشان رفتم. پیش از رفتن پیام فرستاد که ما %85 گیاهخوار- خوامخوار هستیم، 8-7 تا از غذاهایی را که دوست داری بترتیب بنویس تا برایت آماده کنیم. نوشتم من هم %85 گوشت و غذای پخته خوار هستم، اول کار یک آبگوشت بزمین بزنید. یکروز در محوطه پایین آپارتمانشان روی چمن ها منقل گذاشتیم، آبجویی زدیم و کباب مباب درست کردیم. میگفت روزی داشتیم همین جا کباب درست میکردیم. یک پیرزن سوئدی آمد و مودبانه اعتراض کرد که چون بعضی ها اینجا  از عهدۀ خریدن گوشت برنمی آیند، ممکن است بوی کباب آزارشان دهد. یکی دوبار به م گفت آنقدر مردم اینجا انسان و مهربان هستند آدم واقعا شرمنده می شود. از خوب بودن وضع زندگی و کار مجید خیلی خوشحال شدم و از سفر 5 روزه ام دوچندان لذت بردم. همسر خوب و مهربانش «شین» نهایت پذیرایی را در حق من بجا آورد و با صمیمیت حتی نان بربری پختن یادم داد و با چندین چای و گیاه و غذای بدون گوشت آشنایم کرد.

خانه «میم» خواهرزاده ام در هلند مثل خانه دوم من شده با این تفاوت که شیر توالت – برای شستن خامنه ای- در خانۀ او را باید باز و بسته کرد و شیر توالت من تنها با فشار دادن کار می کند. گاهی ساعت 3 یا 4 صبح از اتاق میم در طبقه دوم که در اختیار من بود- بدلیل وجود پسر یکساله اش که اتاق قبلی مرا غصب کرده- پایین بآشپزخانه می رفتم و قهوه درست می کردم که خوب خوابم ببرد. من چون دختر ندارم، میم را توی دلم بدختری اداپت کرده ام. سالها پیش اینجا از فرار کردنش از جمهوری چسلامی با یک دختر 7 ساله، یک کوله پشتی و 200 یورو پول، نوشته ام. از شایستگی و خوب بودنش هر چه بگویم لیاقتش را دارد. واقعا به او می بالم. شنبه شب که میخواستم راه بیافتم چند تا وافل و کلوچه مانند (چینی؟)، موز، سیب و نارنگی توی کیسه های پلاستیکی برای اقامت 10-11 ساعته ام در فرودگاه آورد. گفتم اینها را یکی دوتا کن و آنچنان شد. هر دو در یک کیسه کمی بزرگتر. دسته جمعی با پسرکوچولوی خوابیده توی کالسکه 6 تن بودیم که بایستگاه اتوبوس رفتیم و 8 دقیقه وقت داشتیم. هوا تاریک، سرد و نمناک بود. غم می بارید. 5-4 دقیقه برسیدن اتوبوس مانده گفتم بیایید خداحافظی کنیم که دیگر وقت نمی شود. اتوبوسها به احدی رحم نمی کنند، 9:26 می رسد یعنی 9:26:20 راه می افتد. تصمیم داشتم بر خلاف دفعات پیش که در فرودگاه ها فیلم هندی بازی درآورده بودم، اشک نریزم. وقتی خواهرم را بغل کردم و بوسیدم سرم را برگرداندم که چشمهای قشنگش را نبینم. او هم برای انتقام گرفتن، وقتی اتوبوس رسید و آنها از پشت چمدان ها را بالا گذاشتند و من از جلو سوار شدم که پول براننده بدهم، کیسه خوراکی های مرا که از اول دستش بود، با خود برد… اما وقتی بخانه رسیدم و توی یکی از چمدانها دنبال چارجر تلفتم می گشتم، دیدم یکمشت فندق که خودش بوداده بود و تخمه ژاپنی ترش اختصاصی را لای لباسهایم گذاشته. سوای دوتا تسبیح (یکی برای خودم یکی برای پسرم!) موسیر، زردچوبۀ ارگانیک هندی، گلپر و گل گاوزبان و یک بسته هدیه برای پسرم، آن بسته کوچک فندق و تخمه ارزشمند ترین سوغاتی مسافرم بود. حالا می فهمم چرا یکی دو هفته پیش از برگشتنم گفت چمدانت را خودم می بندم.

 

  • اینجا خیلی، آنجا خیلی. آقای بابک شما دیگر چرا؟

Trump’s speech decertifying Iran nuclear deal

متن سخنرانی ترامپ وعدم تایید پایبندی رژیم آخوند-پاسدار به برجام

هنوز نخوندمش. مقداریش رو از تیوی شنیدم که بنظرم در مورد رژیم همه چی رو درست میگفت که تبهکار و جانی و تروریستند و جون مردمو بلبشون رسوندن. باید دید در مورد حرفها چه عملی انجام خواهند داد. دزد و تروریست و کلاش بودن ج.ا. همه مون میدونیم. اگه مقاله (سخنرانی) خوب باشه، ترجمه ش میکنم

 

Source: FULL TEXT: Trump’s speech decertifying Iran nuclear deal – U.S. News – Haaretz.com

 

My fellow Americans, as president of the United States, my highest obligation is to ensure the safety and security of the American people.

History has shown that the longer we ignore a threat the more dangerous that threat becomes. For this reason, upon taking office, I’ve ordered a complete strategic review of our policy toward the rogue regime in Iran.

That review is now complete.

Today I am announcing our strategy along with several major steps we are taking to confront the Iranian regime’s hostile actions, and to ensure that Iran never, and I mean, never, acquires a nuclear weapon.

Our policy is based on a clear-eyed assessment of the Iranian dictatorship, its sponsorship of terrorism and its continuing aggression in the Middle East and all around the world.

Iran is under the control of a fanatical regime that seized power in 1979 and forced a proud people to submit to its extremist rule. This radical regime has raided the wealth of one of the world’s oldest and most vibrant nations, and spread death destruction and chaos all around the globe.

Beginning in 1979 agents of the Iranian regime illegally seized the US embassy in Tehran and held more than 60 during the 44 days of the crises

The Iranian backed terrorist group Hezbollah twice bombed out embassy in Lebanon once in 1983 and again in 1984

Another Iranian supported bombing killed 241 Americans, service members they were, in their barracks, in Beirut in 1983

In 1996 the regime directed another bombing of American military housing in Saudi Arabia, murdering 19 Americans in cold blood.

Iranian proxies provided training to operatives who were later involved in al –Qaeda’s› bombing of the American embassies in Kenya, Tanzania, and two years later killing 224 people and wounded more than 4,000 others.

The regime harbored high level terrorists in the wake of the 9/11 attacks including Osama bin Laden’s son. In Iraq and Afghanistan groups supported by Iran have killed hundreds of American military personnel. The Iranian dictatorship’s aggression continues to this day. The regime remains the world’s leading state sponsor of terrorism, and provides assistance to al-Qaida, the Taliban, Hezbollah, Hamas and other terrorist networks. it develops, deploys and proliferates missiles that threaten American troops and our allies. It harasses American ships and threatens freedom of navigation in the Arabian Gulf and in the Red Sea. It imprisons Americans on false charges, and it launches cyber-attacks against our critical infrastructure, financial system and military.

The U.S is far from the only target of the Iranian dictatorship’s long campaign of bloodshed. The regime violently suppresses its own citizens it shot unarmed student protestors in the street during the green revolution. This regime has fueled sectarian violence in Iraq and vicious civil wars in Yemen and Syria. In Syria, the Iranian regime has supported the atrocities of Bashar al-Assad’s regime. And condone Assad’s use of chemical weapons against helpless civilians including many, many children.

Given the regimes murderous past and present, we should not take lightly its sinister vision for the future. The regimes two favorite chants are «death to American» and «death to Israel.»

Realizing the gravity of the situation, the U.S and the UN Security Council sought, over many years, to stop Iran’s pursuit of nuclear weapons with a wide array of strong economic sanctions. But the previous administration lifted these sanctions just before what would have been the total collapse of the Iranian regime. Through the deep controversial 2015 nuclear deal with Iran. This deal is known as the Joint Comprehensive Plan of Action or, JCPoA. As I have said many times, the Iran deal was one of the worst and most one-sided transactions the U.S. has ever entered into. The same mindset that produced this deal is responsible for years of terrible trade deals that have sacrificed so many millions of jobs in our country to the benefit of other countries.

We need negotiators who will much more strongly represent America’s interests, the nuclear deal through Iran’s dictatorship a political and economic lifeline, providing urgently needed relief from the intense domestic pressure the sanctions had created. It also gave the regime an immediate financial boost. An over $100 billion its government could use to fund terrorism. The regime also received a massive cash settlement of $1.7 billion from the U.S., a large portion of which was physically loaded onto an airplane and flown into Iran. Just imagine the site of those huge piles of money being hauled off by the Iranians waiting at the airport for the cash. I wonder where all that money went.

Worst of all, the deal allows Iran to continue developing certain elements of its nuclear program, and more importantly, in just a few years, as key restrictions disappear, Iran can sprint towards a rapid nuclear weapons breakout.

In other words, we got weak inspections in exchange for no more than a purely short term, and temporary delay in Iran’s path to nuclear weapons. What is the purpose of a deal that at best only delays Iran’s nuclear capability for a short period of time?

This, as president of the U.S. is unacceptable. In other countries, they think in terms of 100 year intervals, not just a few years at a time. The saddest part of the deal for the U.S. is that all of the money was paid up front, which is unheard of, rather than at the end of the deal, when they have shown they’ve played by the rules. But what’s done is done, and that’s why we are where we are.

The Iranian regime has committed multiple violations of the agreement, for example on two speared occasions they have exceeded the limit of 130 metric tons of heavy water, until recently, the Iranian regime has also failed to meet our expectation in its operation of advanced centrifuges. The Iranian regime has also intimidated international inspectors into not using the full inspection authorities that the agreement calls for. Iranian officials and military leaders have repeatedly claimed they will not allow inspectors onto military sites, even though the international community suspects some of those sites were part of Iran’s clandestine nuclear weapons program; there are also many people who believe that Iran is dealing with North Korea. I am going to instruct our intelligence agencies to do thorough analyses and report back their findings beyond what they have already reviewed. By its own terms the Iran deal was supposed to contribute to regional and international peace and security. And yet, while the U.S adheres to our commitment under the deal the Iranian regime continues to fuel conflict, terror and turmoil throughout the Middle East and beyond.

Importantly Iran is not living up to the spirit of the deal, so today, in recognition of the increasing menace posed by Iran, and after extensive consultations with our allies, I am announcing a new strategy to address the full range of Iran’s destructive actions,

First we will work with our allies to counter the regimes destabilizing activity and support for terrorist proxies in the region.

Second, we will place additional sanctions on the regime to block their financing of terror.

Third we will address the regimes proliferation of missiles and weapons that threaten its neighbor’s global trade and freedom of navigation.

And finally we will deny the regime all paths to a nuclear weapon.

Today I’m also announcing several major steps my administration is taking in pursuit of this strategy. The execution of our strategy begins with the long overdue step of imposing tough sanctions on Iran’s Islamic Revolutionary Guard core. The Revolutionary Guard is the Iranian supreme leader’s corrupt personal terror force and militia. It has hijacked large portions of Iran’s economy and resized massive religious endowments to fund war and terror abroad. This includes arming the Syrian dictator, supplying proxies and partners with missiles and weapons to attack civilians in the region and even plotting to bomb a popular restaurant, right here, in Washington D.C.

I am authorizing the treasury department to further sanction the entire Islamic Revolutionary Guard core for support for terrorism and to apply sanctions to its officials, agents and affiliates.

I urge our allies to join us in taking strong actions to curb Iran’s continued dangerous and destabilizing behavior, including thorough sanctions outside the rain deal that target the regimes ballistic missile program in support for terrorism and all of its destructive activities of which there are many.

Finally, on the grave matter of Iran’s nuclear program, since the signing of the nuclear agreement, the regime’s dangerous aggression has only escalated. At the same time it has received massive sanctions relief while continuing to develop its missiles program, Iran has also entered into lucrative business contracts with other parties to the agreement, when the agreement was finalized in 2015, Congress passed the Iran nuclear agreement review act to ensure that Congress’s voice would be heard on the deal. Among other conditions the law requires the president of his designee to certify that the suspension of sanction under the deal is appropriate and proportionate to measure and other measures taken by Iran to terminate its illicit nuclear program.

Based on the factual record I have put forward I am announcing today that we cannot and will not make this certification we will not continue down a path whose predictable conclusion is more violence, more terror, and the very real threat of Iran’s nuclear breakout. That is why I am directing my administration to work closely with Congress and our allies to address the deals many serious flaws so that the Iranian regime can never threaten the world with nuclear weapons. These include the deal’s sunset clauses that in just a few years will eliminate key restrictions on Iran’s nuclear program.

The flaws in the deal also include insufficient enforcement and near total silence on Iran’s missile programs. Congress has already begun the work to address these problems. Key house and senate leaders are drafting legislation that would amend the Iran nuclear agreement review act to strengthen enforcement, prevent Iran from developing an intern… this is so totally important…. intercontiental ballistic missile and make all restrictions on Iran’s nuclear activity permanent under U.S. law. So important.

I support these initiatives. However, in the event we are not able to reach a solution, working with Congress and our allies, then the agreement will be terminated. It is under continuous review and our participation can be cancelled by me as president at any time.

As we have seen in North Korea, the longer we ignore a threat, the worst that threat becomes. It is why we are determined that the world’s leading sponsor of terrorism will never obtain nuclear weapons. In this effort we stand in total solidarity with the Iranian regimes longest suffering victims: Its own people.

The citizens of Iran have paid a heavy price for the violence and extremism of their leaders. The Iranian people long to, and they just are longing, to reclaim their country’s proud history, its culture, its civilization, its cooperation with its neighbors. We hope that these new measures directed at the Iranian dictatorship will compel the government to reevaluate its pursuit of terror at the expense of its people.

We hope that our actions today will help bring about a future of peace, stability and prosperity in the Middle East. A future where sovereign nations respect each other and their own citizens. We pray for a future where young children, American and Iranian, Muslim, Christian and Jewish, can grow up in a world free of violence hatred and terror. And until that blessed day comes we will do what we must to keep America safe.

Thank you. God bless you and God bless America.